به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با دکتر مهدی واحدی عضو هئیت علمی این دانشگاه پیرامون ناآرامی های دیماه و ابعاد مختلف این وقایع، طی گفتوگویی به بررسی این مسئله و ریشههای شکل گیری آن پرداخت.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
تحلیل شما از اغتشاشات دیماه چیست؟ آیا ریشه این حوادث را باید صرفاً در مشکلات اقتصادی جستوجو کرد؟
ضمن عرض سلام و خداقوت خدمت دانشجویان محترم و فعال انجمن مستقل دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و تبریک میلاد سراسر نور حضرت ولیعصر (عج)، امیدوارم به برکت وجود آن حضرت، برکات الهی بر این کشور که صاحب حقیقی آن حضرت است، بیش از پیش نازل شود.
در خصوص سؤال مطرحشده، اغتشاشات دیماه را میتوان نشانهای از نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی دانست. بیتردید مشکلات معیشتی، فشارهای اقتصادی و برخی نابرابریها در شکلگیری اعتراضات اولیه نقش داشتند؛ اما محدود کردن تحلیل این حوادث به این عوامل، نگاهی ناقص و سادهانگارانه است. در کنار این مسائل، نقش عوامل خارجی نیز قابل انکار نیست. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، بهویژه در یک سال گذشته، با فشارها و دشمنیهای سازمانیافته نظام استکبار مواجه بوده و هماهنگی جریانهای معارض خارج از کشور و حمایتهای آنان، در تبدیل اعتراضات به اغتشاشات مؤثر بوده است.
از سوی دیگر، ضعف در نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری و نبودِ چارهاندیشی مؤثر پس از حوادث سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، موجب شده ریشههای نارضایتی بهدرستی درمان نشود. بیتوجهی به مطالبات بهحق مردم از جمله عدالت اقتصادی و اجتماعی، آزادیهای مشروع در چارچوب قانون و مبارزه جدی با فساد، سبب انباشت نارضایتیها شده است. این نارضایتیها همچون آتش زیر خاکستر، زمینه بروز مجدد چنین حوادثی را فراهم میکند.
منظور شما از «جنگ شناختی» چیست و این جنگ چه تأثیری بر افکار عمومی و نسل جوان گذاشته است؟
مفهوم «جنگ شناختی» در حوزه اقتصاد و مسائل اجتماعی، بهطور ملموس در تغییر ادراک و قضاوت عمومی جامعه قابل مشاهده است. هدف اصلی این جنگ، نه صرفاً ایجاد نارضایتی، بلکه تغییر نظام ارزیابی و داوری جامعه است. یکی از مصادیق روشن آن، تغییر نگاه بخشی از جامعه به بدیلهای سیاسی است. در گذشته، بازگشت سلطنت پهلوی امری مضحک تلقی میشد، اما در مقاطعی همان جریان بهعنوان آلترناتیو مطرح و حتی تبلیغ شد. این تغییر داوری، نتیجه فرسایش حافظه تاریخی و تضعیف قدرت تحلیل تطبیقی است.
از دیگر آثار جنگ شناختی، القای این تصور است که جمهوری اسلامی هیچ دستاوردی نداشته و جامعه «چیزی برای از دست دادن» ندارد. این در حالی است که هر قضاوت منصفانه نیازمند مقایسه در شرایط مشابه است. نادیده گرفتن جنگ، تحریمهای گسترده و فشارهای امنیتی و سیاسی، نمونهای از تحریف چارچوب تحلیل است.
در این میان، غلبه شایعه، تصویر و محتوای کوتاه بر تحلیلهای عمیق، نتیجه ذائقهسازی رسانهها و شبکههای اجتماعی در دهه اخیر است. کاهش تمرکز، سرعتزدگی در دریافت اطلاعات و نوعی تنبلی ذهنی، نهتنها در عرصه سیاسی، بلکه در حوزه علم و آموزش نیز مشاهده میشود.
شبکههای اجتماعی امروز صرفاً ابزار ارتباط نیستند؛ بلکه حداقل چهار کارکرد دارند: ارتباطات، دریافت اطلاعات، سرگرمی و اقتصاد. در سه کارکرد نخست، این شبکهها مستقیماً بر احساسات و جهتدهی ذهنی اثر میگذارند. نتیجه آن، شکلگیری نوعی «انقطاع عاطفی» در میان بخشی از نسل نوجوان و جوان نسبت به جمهوری اسلامی است. رفتارهای خشونتآمیز مشاهدهشده در اغتشاشات، نشانه اختلال عاطفی عمیق و دستکاری احساسات افراد است.
نقش دانشگاه و دانشجو در مصونیت ذهنی در برابر جنگ شناختی چیست؟ آیا راهحل، محدودسازی فضاست؟
مسئله مصونیت ذهنی محدود به دانشجویان نیست، اما دانشگاه نقش کلیدی دارد. در حوزه سواد رسانهای، دیجیتال و شناختی، کمکاری جدی وجود دارد. در آموزشوپرورش، آموزش مؤثر انجام نمیشود و در دانشگاه نیز تقریباً هیچ جایگاهی برای موضوع رسانه در اکثر رشتهها وجود ندارد.
راهحل اصلی، باز شدن فضای گفتوگو در دانشگاه است. استاد و محیط دانشگاه باید توان ورود به مباحث سیاسی و اجتماعی روز را داشته باشند و دانشجویان بتوانند در چارچوب علمی گفتوگو کنند. بستن فضا یا مجازیکردن دانشگاهها به بهانه نگرانی امنیتی، پاککردن صورت مسئله است. دانشگاه محل آرامش از مسیر گفتوگوست، نه سکوت.
دانشجویی که تمام تحلیلهایش را از شبکههای اجتماعی معاند میگیرد، فرصت شنیدن تحلیل علمی استاد یا گفتوگوی منطقی با همکلاسی را از دست میدهد. اگر دانشگاه این فضا را فراهم نکند، مشخص نیست دانشجو کجا باید شنیدن نظر مخالف و پاسخ عقلانی را یاد بگیرد.
در عین حال، خود دانشجو نیز باید اهل تفحص، مطالعه و شنیدن دیدگاههای متنوع باشد و از تکمنبعیشدن پرهیز کند. دانشگاهیان مصداق آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» هستند. منطق جمهوری اسلامی ضعیف نیست و گفتوگوی آزاد میتواند قدرت تشخیص را افزایش دهد.
دانشجوی انقلابی امروز چگونه میتواند هم منتقد باشد و هم دچار ناامیدی و دوقطبیسازی نشود؟
انتقاد و انقلابیگری از هم جدا نیستند. انتقاد بهمعنای نقزدن یا مخالفت دائمی نیست، بلکه تشخیص سره از ناسره است. دانشجوی انقلابی کسی نیست که دفاع مطلق کند، بلکه کسی است که نقاط قوت و ضعف را همزمان ببیند. شرط مؤثر بودن انتقاد، آگاهی، مطالعه و تحلیل عمیق است.
تشکلهای دانشجویی نباید به دوقطبی و نفرت دامن بزنند. تشکل انقلابی باید عقلانیت، تشخیص حق و باطل و استقلال از افراد و احزاب را حفظ کند. در کنار عقلانیت، ارتباط عاطفی با بدنه دانشجویی نیز ضروری است. بدون محبت و امکان گفتوگو، اثرگذاری ممکن نیست.
خستگی و ناامیدی برای جوان، یک کید شیطانی است. دانشجویی که در جوانی خسته باشد، آیندهاش چگونه خواهد بود؟
در برابر سردرگمیها، اگر دانشجو چشمش به راهبر این جامعه باشد، بسیاری از ابهامات حل میشود. رهبر معظم انقلاب در این سالها کشتی انقلاب را از طوفانهایی عبور دادهاند که هر کدام برای فروپاشی یک نظام کافی بود. سلامت اخلاقی، اقتصادی و شخصی ایشان به اذعان دوست و دشمن کمنظیر است. چنین رهبری در دنیای امروز نادر است و پیگیری مسیر و اندیشه او میتواند راهگشا باشد.



